به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






نیک اندیش نامور در محاق گم نامی و ناسپاسی !!حاج غلامحسین کدیور فسایی

بی گمان هر کسی که گذرش به کهن دیار فسا می افتد ، نام تل کدیوری و بلوار کدیوری به گوشش می رسد  و باغ مصفای کدیوری که به اشتباهی فاحش اندک افرادی آن را باغ شهرداری نوشته و معرفی می کنند، هرروزه شاهد حضور طبیعت دوستان و پیاده روی های اقشار گوناگون مردم در این باغ ملّی است.

 اما کدیور کیست و کدیوریه چگونه ایجاد شد؟؟؟

کدیور نکوکاری است که در میراث ماندگارش نیز گمنام و بی یاد است.

شهربانو  همسر کشاورز سرد گرم کشیده ی روزگار کربلایی صفر علی موذن ومکبّر مسجد جامع به هنگام اذان صبح  هفتم محرم الحرام 1296 ( خورشیدی 1258) فرزندی پسر به دنیا آورد که غلامحسین نام گرفت ،

نیک سیرتی پدر و  خوش نیتی مادر سبب شد تا بذر نکوکاری در نهاد غلامحسین به ودیعت نهاده شود و بی گمان ،احداث دو باغچه سبزی کاری توسط مادر  و اختصاص دادن آنها برای استفاده همسایگان و اقوام و خویشان و ... توانست خمیرمایه احداث باغ کدیوریه و اهدای آن برای تفرجگاه عمومی را در ذهن  فرزندش بیافریند.

در حدود سال 1264 شمسی غلامحسین پس از بازگشت از سفر عتبات عالیات به همراهی پدر ومادر و خواهرش ريال به مدت سه سال در مکتب خانه (کُتو  KOTO) ملا علی شاگردی نمود تا خواندن ، نوشتن و  حساب کردن و.. آموخت و با ادبیات فارسی آشنا گردید.بعد از دوران مکتب خانه ، حاج غلام حسین بزّاز که در وسط بازار مغازه  پارچه فروشی معتبری داشت از غلامحسین برای انجام امور محوله  از جمله نوشتن و ثبت وضبط امور حسابداری مغازه خود  دعوت به کار کرد  وغلامحسین با رضایت والدین خود به مدت ده سال در آن تجارت خانه با صداقت وصمیمیت به انجام وظیفه پرداخت و در کنار کار ، به تکمیل معلومات و آموختن عملی آداب مردم داری مشغول شد .

در بیست و دو سالگی با طیبه خانم یکی از دختران حاج غلام حسین بزّاز عقد ازدواج می بندد و با سرمایه ای که در دوران شاگردی اش اندوخته بود  به مشارکت در تجارت با پدر همسرش می پردازد که این مشارکت هشت سال به طول انجامید.

در 1284 شمسی در سفری تقریبا یک ساله به زیارت مکه معظمه و مدینه منوره نایل گردید. حاج غلامحسین بعد از مرحله مشارکت خود با پدر زنش، حجره ای در بازار مهیا و به مدت 15 سال در آن به تجارت به طور مستقل می پردازد. حجره ای که محل حضور ارباب خرد و مشتاقان اخبار و علم روز بود.

در سال 1287 فرزندش محمد علی دیده به جهان گشود  وامید پدر گردید . حاج غلامحسین برای گسترش کار وکسب به سال 1301 شمسی ، احداث  دو باب کاروانسرای متصل به یگدیگر با دالانی بین آن ها در میانه  بازارشروع نمود که  در طی  چهار سال به انجام رسید و در انجا به تجارت پرداخت .این دو کاروانسرا در سال های اخیر تخریب و دگرگونه شده اند.

از تلخ ترین وقایع عمر حاج غلامحسین، نشستن در سوگ و ماتم فرزند هفده ساله اش  میرزا محمد علی در سال 1304 شمسی بود.   در بود .  از ان جا که میرزا محمد علی در دوران تحصیل در مدرسه شعاعیه شیراز، تخلص کدیور را برای خود انتخاب کرده بود و در نزد دوستان و به ویژه استادش لطفعلی صورتگر به کدیور مشهور بود . بنابراین  حاج غلامحسین به یاد فرزند مرحومش ، فامیل کدیور را برای خویشاوندان انتخاب کرد و شناسنامه گرفت.  

حاج غلامحسین کدیور برنامه مطالعاتی داشت و هر بامداد با حزبی از قرآن وادعیه روزانه آغاز می کرد و عصرها در حجره تجاری اش با بررسی جراید و مطالب بعضی از کتب ادامه می یافت .شب ها با تفالی به حافظ  ویا حماسه ای از فردوسی و یا غزلی از سعدی به سر می برد . همیشه دو کتاب جیبی از رباعیات خیام ودوبتی های بابا طاهر در جیب های بغلی خود داشت که او را درساعات تنهایی در صحرا ومزرعه و حتی ایام محبس انیس و مونس بود و آنان را زمزمه می کرد.

از وقایع مختلف جهان را از طریق جراید و کتب  آگاه  می شد و  حاشیه نویسی بر آنان را روا می داشت و احساسات خود را در زمان خواندن آنها با جملاتی ابراز می کرد. هم خود کتابهایش را در اختیار دیگران به امانت می داد و هم از کتب دیگران بهره می گرفت.

مشترک روزنامه های آن عصر از جمله ایرا ن - استخر  بیان -  اطلاعات بودو روزنامه حبل المتین چاپ کلکته که در بیداری ایرانیان و بر پایی و پیش برد مشروطه و بعد آن بیشترین نقش را داشت را به سختی و با تاخیر ماهانه دریافت می کرد .

 بعضی از مردان آن ایّام فسا ،ساعاتی از فراغت خود را در حجره غلامحسین کدیور حاضر و با نوشیدن چایی و خواندن اخبار و تجزیه وتحلیل آن هم بر آگاهی های خود افزوده و هم  گذران فراغت می کردندو در این میان ، کدیور حقایق روزگار  را با بی پروایی بیان می داشت .

نشر خبر تخریب  قبور ائمه اطهار در بقیع  در تابستان 1305  توسط حاج غلامحسین در مسجد جامع سبب شد تا بازار فسا تعطیل گردید و بازاریان با نیمه تعطیل نمودن مغازه های خود به مدت یک هفته  و نصب بیرق سیاه بر سر درب مغازه ها و تلاوت قرآن  و عزاداری در قالب  دسته های سینه زنی و زنجیر زنی به این عمل موهن اعتراض نمودند.

در سال 1305 شمسی در یک فرسنگی (شش کیلومتری )شهر فسا در دامنه تلی که به نام اسکویه oskoye – تلسکو  Toleskouمشهور بود با صاف کردن زمین های بلند و پست سنگلاخی آنجا و سنگ چین کردن و ایجاد جوی های انتقال آب قنوات دایر منطقه و بعدها قنات موردستان ، صدها اصله درخت از نارون، بید ، چنار ، گز ، تبریزی ، پسته ، بادام و مرکبات در آن غرس نمود  و با گل های محمدی و نسترن ، آن خارزار را با پنج سال زحمت و مشقت و هزینه های مادی و معنوی به گلزار تبدیل نمود و ساختمانی در دو طبقه با پنج اتاق و ایوان در طبقه اول و دو اتاق بزرگ وبهار خواب در طبقه دوم بناکرد و در کنار آن ساختمان در دل تپه ، آرامگاهی برای خود حفر نمود تا پذیرای کالبدش به هنگام مرگ باشد.

نام آن باغ را به یاد و نام جوان ناکامش و همچنین مانایی  نام و یاد خودش " کدیوری " نام نهاد. چراکه  باور داشت : " غرض نقشی است کز ما جای ماند "

 حضور بسیاری از مردم پس از اتمام کار روزانه در آنجا و استقبال حاج غلامحسین از آنان و خانواده هایشان برایش سرور انگیز بود وخدای را سپاس می گفت که توفیق خدمت یافته تا مردم بتوانند از تفرجگاه و تفریحگاهی که برای آنان ساخته شده بود ، بهره گیرند ، افتتاح رسمی باغ ،  با دعوت از دویست تن از معاریف  ، ریش سپیدان ، کلانتران روستاها، پیش کسوتان و متموّلین ومتمکنین با خانواده هایشان انجام گرفت تا صاحبان ثروت وقدرت را به انجام امور عام المنفعه یا مردمی تشویق و ترغیب کند.

درکنار این جلسه وجلسات دیگر ، حاج غلامحسین کدیور از ارباب سیاست و دیانت و کسب وتجارت در فسا استشهادی کتبی گرفت و هدف خود را از احداث بنا و باغ به اطلاع همگان رسانید  و حکومت وقت فسا ، استشهادیه را تصدیق وتایید نمود  . وی در این استشهاد عمومی یگانه منظور ومقصود خود را ازساخت این بنا و باغ و تحمل زحمت ومخارج، فقط تفریح و تفرّج هموطنان عزیز و عابران ومسافران  اعلام می داشت..

عشق و علاقه کدیور به زادگاه و همشهریان ومردمان را در این تنها هدف احداث باغ به وضوح می توان دید .وی در نظر داشت با احداث کتابخانه ، محل مطالعه (قرائت خانه )وتحقیق آن را توسعه بخشد و با برگزاری جلسات هفتگی ، دوهفتگی یا یا ماهانه به افزایش سطح علوم ومعلومات همشهریان خود  اقدام نماید. 

 حسادت وچشم تنگی و نفاق  اندک مردمانی صاحب نفوذ وقدرت سبب شد تا به کدیور  بهتان بزنند که هدف کدیور از نامگذاری باغ به نام خود و یا فرزندش، سبک نمودن و  کوچک کردن و از یاد بردن  دستگاه سلطنت و شاهنشاه پهلوی است و این که مردم یک شهر می توانند خود سنگ بنای عمران وآبادی خویش را بنهند و به دولت اتکا ننمایند.

 با به زندان انداخته شدن کدیور و ضرب وشتم وی را مجبور نمودند تا در مقابل یک من گندم ( سه کیلو گندم ) آن را به شهرداری منتقل نماید و شهردار فسا بالطایف الحیلی ، باغ را به خانواده مرتضی خان حکمت منتقل نمود که شکایات خاندان کدیور به جای نرسید. با پیروزی انقلاب اسلامی و شکایت خانواده کدیور ، پرونده ای تشکیل و در دادگاه انقلاب اسلامی به قضاوت نهاده شد.

 دادگاه رای به بازگرداندن باغ به ورثه کدیور داد و از انجا که این خانواده فرهنگ دوست وفرهیخته ،طالب آبادانی این مرزو بوم بوده و هستند  با  شرایط سه گانه ای از حق خویش گذشته و برای جامه تحقق بخشیدن به اهداف پدر بزرگوار و مردم دار خویش ، باغ را مشروط به شهرداری فسا واگذار نمودند. به طور خلاصه آن شروط این بود که نام آن مجموعه ، کدیوریه باشد و شهرداری حق هیچگونه تفکیک و فروش و واگذاری و تبدیل به احسن باغ و زمین های آن را ندارد و همچنین با جزیی از درآمد باغ ، آرامگاه حاج غلامحسین بانی باغ را تعمیر وترمیم نماید تا نشانی از انصاف وعدالت و قدردانی از خادمان و عاشقان به مام میهن ایجاب می کند. البته حق وراث برای احقاق این شروط همیشه پا برجاست.

حاج غلامحسین پس از احداث تفریحگاه کدیوریه به بنای تن شور خانه یا به زبان عموم مرده شور خانه در سال 1306.اقدام نمود  و در نزدیکی شاهزاده قاسم در مجاور مسجد دریمی ،مرده شور خانه ای را احداث کرد .کارهای نیک ومردمی کدیور سبب شد تا در  سال 1308 شمسی با اخذ بالاترین تعداد رای از علما و اعیان و تجار و زرّاع و کسبه  به ریاست انجمن بلدیه برسد و در واقع شهردار فسا گردید.

وی در مدت چهارده ماهی که ریاست بلدیه بی بودجه را برعهده داشت در عمران و آبادانی شهر بسیار کوشید که تعریض و تسطیح بازار فسا ،  با برداشتن موانع و کوچک کردن سکّوی جلوی مغازه ها  - سنگ فرش نمودن بازار و تعدادی از معابر عمومی  - پاکیزه نمودن کوچه ها و بازار  با آب پاشی کوچه ها توسط سقاها و مردم -: ایجاد روشنایی در بازار و کوچه ها  از  جمله اقدامات اوست.

در حمله کاظم خان بهارلو در سال 1308 به فسا وغارت اموال خانواده کدیور و دیگر مردمان، حاج غلامحسین طرح شکایتی در استان نمود و پیگیر آن بود که این امر به مذاق حکومت فارس خوش نیامد و بعد از مدتی زندانی شدن ،  مجبور به اقامت اجباری در شیراز محکوم گردید. که پس از گذران ایامی و دادخواهی از مرکز کشور، حکم تبعید لغو و ایشان به فسا بازگشتند و مورد استقبال جمعی از همشهریانش قرار گرفت.

با وقوع سیل خانمان برانداز در فسا در 29 تیر 1311 و تخریب خانه های بسیاری و انهدام قنوات و نابودی محصولات کشاورزی و دام عشایر  و گرانی ارزاق و گوشت ، کدیور به فکر چاره جویی افتاد و به دو اقدام تقریبا همزمان  دست زد.

ابتدا در اردیبهشت 1312 به ایجاد نواخانه ( دار العجزه)  و دار الایتام یا یتیم خانه اقدام نمود ودوم توانست با دریافت کمک شش هزار تومانی وزارت دربار برای احداث سیل بند و جمع آوری مبلغ اولیه را فراهم نماید و بقیه نیازهای مالی احداث سد و سیل برگردان شمال شهررا با کمک های مردم و سرمایه داران فسایی تامین نماید و شهرفسا را از بالای ویرانگر سیل های تابستانی و زمستانی برای دوران طولانی آسوده خاطر کند و با ایجاد امنیت ، زمینه را برای توسعه شهر و احداث تاسیسات نوین فراهم سازد.

کدیور در طی زندگانی خویش صاجب 13 فرزند به اسامی زیر گردید :

محمد علی آسیه- عبدالحسین فاطمه صدیقه کیهان دخت- ایران دخت ایرج- پوران دخت- آذرمیدخت منوچهر میهن دخت هوشنگ -  تهمورث- 

کدیور در دست نوشتارهای به یادگار نهاده خویش ، در خصوص محل دفن خویش نوشته است:

... در صورتی که مرگ من در شهر فسا مقدر شد که خاک من در اینجا باشد بعد از این که روح من از این کالبد خاکی مفارقت کرد جنازه من را به طرف کدیوریه حرکت داده  و در همان دخمه ای که از برای خود احداث کرده ام به خاک سپارید و هرگاه مانع شدند در روی همان تلی ها جای مرتفعی به خاک سپرده که روح من خیلی علاقمند به این آبادی می باشد

در شصت وچهار سالگی حاج غلامحسین پس از عمری تلاش و کوشش برای معبود و مردمان زادگاهش در 23 اردیبهشت 1322  در گذشت . تابوت در بردارنده تن تکیده اش را عموم مردم فسا  بر دوش نهاده در  غسال خانه احداثی او  برده و توسط مرحوم حاج غلامحسین پاک آیین از مداحان ابا عبداله و از تجار و کسبه خوشنام فسا به پاس همسایگی و دوستی ،، شست وشو وغسل داده شد وبعد از طواف در شاهزاده قاسم به مسجد جامع شهر بردند وشبی در آنجا به امانت نهادند تا فردا آن روز تشییع و دفن گردد. 

مراسم نماز توسط آشیخ محمد بحرانی  به جای آمد ومردم مسیر طولانی مسجد جامع تا کدیوریه را با ذکر های مرسوم به همراه پیکر مرحوم کدیور طی نمودند و در مقبره ای که خود آماده نموده بود  درخاک سپردند

شعر مرحوم فاخری فسوی در رثا و ماده تادریخ وفات حاج غلامحسین کدیور هم اکنون نیز در مقبره این نیک اندیش نامور  وجود دارد.

ازفرزندان ایشان حاج منوچهر که از پیش کسوتان فرهنگی هستند که کتابخانه ی شخصی خود را با هزاران جلد کتاب به پژوهشکده ی معلم فسا و بنیاد فسا شناسی تقدیم کرد ه اند . حاج منوچهر نویسنده کتاب های ارزشمند و  نفیس . اصلاح طلبان ناکام/ تمام مردان مصدق  با استفاده از آثار نوشتاری بازمانده از پدر بزرگوار و تحقیقات خویش کتابی را با نام "دفتر ایّامِ حاج غلامحسین کدیور فسایی 1258- 1322" تالیف کرد که به خوبی موقعیت شهرستان فسا را بررسی و با اطلاعات گرانبهایی که در کنار زندگینامه ی مرحوم والدشان آورده است تصویر گویایی از وضعیت اجتماعی وسیاسی دوران اواخر قاجار و پهلوی اول را ارایه می نماید.

اما هدف از ذکر این مطالب تنها ذکر و یاد این مرد نیک اندیش و ابادگر فسایی نبود . بلکه نویسنده نوشتار به عنوان یک فرهنگی از مسئولین شهر از سرپرست کنونی فرمانداری ویژه شهرفسا تا اعضا محترم شورای شهر و شهردار گرامی درخواست دارد اقدماتی برای ادای دین و اعطای حق و پاسداشت تلاش های به نخستین شهردار فسا شادروان حاج غلامحسین کدیور بردارند تا با این اعمال شایسته از یک سو کارهای نیک گذشتگان را از ضایع شدن ، دور و تشویق گر عملی دیگران به انجام امور عام المنفعه باشند و از سوی دیگر به وصایای قانونی وی که اجرای بخشی از ان برعهده شهرداری است بهتر و بیشتر جامه عمل پوشند.

الف) نصب لوح یادبود احداث تفریحگاه کدیوریه در ورودی باغ  به همراه تدیس وی. نمادی که در همه جا انجام می شود.

 ب)تغییر طرح ساختمان آرامگاه کدیور با هماهنگی حاج منوچهر کدیور به نحوی که با چیدمان موجود باغ هماهنگ گردد و در منظر دید مراجعین قرار گیرد

ج) از بکار بردن نام باغ شهرداری در نامه نگاریها یا سایت و یا مصاحبه ها خود داری گردد و نام کدیوریه تبت وضبط گردد.

د) احیا و به مرحله اجرا در آوردن طرح مصوب شده  ایجاد مجموعه 9 هکتاری تفریحی ، علمی و ورزشی کدیوریه

 

جلیل رضازاده

با بهره گیری از کتاب های : دفتر ایام جاج غلامحسین کدیور فسایی ، منوچهر کدیور و کارنامه محمود - برگ هایی از تاریخ فسا – پروین دخت تدین و....



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است